تولد حضرت فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها)
فاطمه علیها‌السلام، کلمه الله العظمی و سر پنهان خداوندی است. پس اگر حضرت موسی برای دریافت الواح و صحف الهی می‌بایست چهل روز به میقات خداوندی رفته و به عبادت و ریاضت نفس بپردازد،‌ بدیهی است که برای دریافت ودیعه و سر گرانقیمت الهی ـ که کتب آسمانی جملگی برای پرورش انسانها برای استفاده از نورآنان نازل شده است ـ پیامبر باید به میقات الهی رفته و به عبادت مشغول باشد، چرا که فاطمه کتاب خداوندی است که برای بشریت و سعادت آنان نازل شده بود.
روی این حکمت، روزی که رسول خدا در ابطح بود،‌فرشته وحی از ناحیه خداوندی نازل شد و سلام حضرت احدیت را به حضرتش ابلاغ و مأموریتی را که از جانب خدا به رسول اکرم داده شده بود به عرض حضرت رسول اکرم رساند،‌در پی این دستور رسول خدا (ص) چهل شبانه روز از حضرت خدیجه کناره‌گیری نمود، و مشغول عبادت الهی شد، روزها را روزه بود.
بعد از سپری شدن چهل روز، فرشته وحی با غذاهای بهشتی بر پیامبر نازل شد، رسول خدا با طعام بهشتی افطار نمود و میقات خود را به اتمام رسانید. بدین ترتیب بذر وجودی و پیکره مادی حضرت فاطمه پدیدار شد،‌پیامبر به سوی منزل و همسر فداکار خود حضرت خدیجه برگشت و درخت و جود حضرت خدیجه به ثمره‌ی نبوت، (‌حضرت فاطمه (س)) بارور شد. ‌و خدیجه تا حدی از غم و اندوه تنهایی رهایی یافت و با فاطمه سلام الله علیها از همان زمان مونس و همدم شد.
عاقبت بعد از سپری شدن دوران حمل در بیستم جمادی‌الثانیه سال پنجم بعثت فاطمه (س) متولد شد،‌ نورش از بیت نبوت بر عرشیان تجلی کرد. و ساکنان عرش روح عالی و اخلاق و شمائل روحانی و علم لدنی پیامبر را در رخسار فاطمه یافتند.


ـ دوران کودکی
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) عطیه‌ای بود از سوی خداوند متعال که در حساسترین برهه از دوران رسالت پیامبر به رسول خدا و امتش اعطا شد، او کوثر و برترین تحفه‌ی الهی و اسم اعظم خداوند بود که در برترین خانه‌ها ـ خانه‌ی وحی و نبوت و معدن علم و کمال ـ ‌در کنار پدر و مادری که گل سرسبد و سر آمد خلقت بودند، رشد و پرورش یافت،‌و از همان کودکی با انوار وحی الهی مأنوس بود.


ـ حضرت فاطمه
(سلام‌الله‌‌علیها) در شعب ابی طالب
هنوز دو بهار از عمر حضرت فاطمه سپری نشده بود, که فشار و خفقان و اذیت قریش به اوج خود رسیده بود، ‌و پیامبر عظیم‌الشأن اسلام در خطر جدی قرار داشت به حدی که حضرت ابوطالب بزرگترین حامی رسول خدا و دین مبین اسلام نسبت به حضرت احساس خطر می‌نمود و به تمام اطرافیان توصیه می‌نمود که با هوشیاری تمام از جان رسول خدا مواظبت کنند.
هوشیاری و تلاش ابوطالب امکان هر گونه ترور و کشتن رسول الله را از قریش سلب کرده بود،‌لذا قریش فتنه‌ای تازه به پا کردند و پیمانی امضا نمودند که در پی آن پیمان مسلمین و رسول خدا(ص) شهر مدینه را ترک و در شعب ابی طالب مسکن گزیدند.
دوران محاصره سه ساله‌ی شعب دوران سختی بود. حضرت فاطمه (س) در طول این سه سال با چشمان حقیقت بین خود در عین نگرانی می‌دید که چگونه پدرش در خطر جدی واقع شده، و خواب و آسایش از حضرت رسول و مسلمین سلب شده است.
عمویش ابوطالب را می‌دید که با تمام وجود مواظب رسول خداست و در دل شب از بیم خطر خواب به چشمان تیز بین ابوطالب نمی‌رفت و هر لحظه از بیم خطر مترصد پیامبر بود،‌و گاهی در دل شب پیامبر اکرم را بیدار نموده و رختخوابش را از بیم خطر حمله مهاجمین قریش جابجا می‌کرد. آن بانوی مقدس در این مدت در حقدوستی و باطل ستیزی شاهد و همراه پدر بود.