نماز تطهیر از گناه است

چند داستان زیبا در المیزان مهر یا حسین کربلا نمازاز نماز

1ـ و در مجمع البیان از واحدی و او به سند خود از حماد بن سلمه از علی بن زید از ابی عثمان روایت کرده که گفت: من با سلمان در زیر درختی بودیم سلمان شاخه خشکی از درخت گرفت و به شدت تکانش داد تا برگ‌هایش ریخت آنگاه گفت: ای ابا عثمان آیا نمی‌پرسی چرا چنین کاری کردم؟ گفتم: چرا چنین کردی؟ گفت: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ هم در روزی که من با آن جناب زیر درختی بودیم همین عمل را انجام داد شاخه خشکی گرفت و به شدت تکان داد تا برگهایش ریخت و فرمود: سلمان نپرسیدی چرا چنین کردم عرض کردم چرا چنین کردی؟ فرمود مسلمان وقتی وضو می‌گیرد، و نیکو وضو می‌گیرد و نمازهای پنجگانه‌اش را به جای می‌آورد گناهانش مانند این برگها می‌ریزد آن وقت این آیه را تلاوت فرمود:(و اقم الصلاة) الخ.
2ـ و نیز در همان کتاب به سند خود از حارث از علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ آورده که فرمود: ما در مسجد در خدمت رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بودیم و منتظر بودیم تا وقت نماز شود، مردی برخاست و عرض کرد یا رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ من به گناهی رسیدم رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از وی روی برگردانید (و به نماز ایستاد) دوباره پس از آنکه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نماز را به پایان رسانید برخاست و همان حرف را تکرار کرد حضرت فرمود: آیا با ما نماز خواندی؟‌و برای آن به نیکوئی طهارت نگرفتی؟ گفت: چرا، فرمود: همان کفاره گناه توست.[3]

3ـ و در تفسیر عیاشی از ابی حمزه‌ ثمالی روایت کرده که گفت: من از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر و امام صادق ـ علیه السّلام ـ ) شنیدم که می‌فرمود: علی‌ ـ علیه السّلام ـ رو به مردم کرد و فرمود کدام آیه از قرآن کریم برای شما امیدوار کننده‌تر است؟
بعضی گفتند: آیه‌:(انّ الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر مادون ذلک لمن یشاء) فرمود: این امیدوار کننده هست، ولی آن طور که باید باشد نیست، بعضی دیگر عرض کردند آیه:(یا عبادی الّذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله) فرمود: این هم خوبست ولی آن نیست. بعضی دیگر عرض کردند آیه:(و الّذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم فرمود: این هم خوب است ولی آن نیست.
مردم همه سکوت کردند حضرت فرمود: چرا سکوت کردید بگویید ببینم مسلمان‌ها؟ عرض کردند نه به خدا سوگند ما آیه دیگری به نظرمان نمی‌رسد، فرمود: من از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ شنیدم که می‌فرمود: امیدوار کننده‌ترین آیات کتاب خدا آیه: (اقم الصّلاة طرفی النّهار و زلفاً من اللیل( الخ است و فرمود: ای علی به آن خدایی که مرا به حق مبعوث کرده و بشیر و نذیرم قرار داده یکی از شما که برمی‌خیزد برای وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش می‌ریزد. و وقتی به روی خود و به قلب خود متوجه خدا می‌شود از نمازش کنار نمی‌رود مگر آنکه از گناهانش چیزی نمی‌ماند و مانند روزی که متولد شده پاک می‌شود و اگر بین هر دو نماز گناهی بکند نماز بعدی پاکش می‌کند آنگاه نمازهای پنجگانه را شمرد.
علی ـ علیه السلام ـ از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل کرده که فرمود: انّما منزلة الصّلوات الخمس لامّتی کنهر جار علی باب احدکم فما یظن احدکم لو کان فی جسده درن ثمّ اغتسل فی ذلک النّهر خمس مرّات کان یبقی فی جسده درن فکذلک و الله الصّلوات الخمس لامّتی.
نمازهای پنجگانه برای امت من همچون یک نهر آب جاری است که بر در خانه یکی از شما باشد، آیا گمان می‌کنید اگر کثافتی در تن او باشد و سپس پنج بار در روز در آن نهر غسل کند آیا چیزی از آن بر جسد او خواهد ماند (مسلماً نه) همچنین است به خدا سوگند نمازهای پنجگانه برای امت من.

شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام بر عموم مسلمین تسلیت باد

امام هادی(ع)


دیروز حرمش و امروز حریمش ...

چند روزی است که برای بار دیگر شاهد هتک حریم مقدس امام هادی علیه السلام هسیتم. نمی دانم غربت آن امام بزرگوار و مهربان را چگونه باید بیان کرد.

دیروز حرم مطهرش را ویران کردند و امروز به حریم مقدسش تعرض نمودند.

آنها که نمی خواهم نام ناپاکشان را بر قلم بیاورم، با این اقدام خود قلب امام عصر(عج) را جریحه دار نمودند.

هر چند مثل روز روشن است که این اقدامات اولاً از نفس سرکش و پلید افرادی بیگانه‌ی با پاکی و معنویت سرچشمه می‌گیرد که تنها و تنها می توان آنها را سپاهیان ابلیس نامید، اما نباید از این نکته غافل بود که دشمنان قسم خورده تشیع به عنوان مهمترین حامیان این اعمال سیاه و شیطانی هدایت و رهبری آن را بر عهده دارند. استعمار و استکبار و به تبع آنها فرقه ساختگی وهابیت نقش تعیین کننده‌ای در اجرایی شدن این نقشه‌ها دارند.

امسال در آستانه شهادت امام دهم حضرت علی النقی علیه السلام، وظائف جدی‌تری بر عهده داریم.

اولاً باید آگاهانه با این اقدامات پلید برخورد کنیم. و به بهانه خشم مقدسمان از این بی حرمتی، به نشر و انتشار محتوای شیطانی و حتی ذکر نام کثیف عوامل آن نپردازیم.

ثانیاً با اقامه ی با شکوه‌تر عزای آن امام همام به غربت زدایی از آستان مقدس حضرت هادی علیه السلام بپردازیم.


بر دشمنان آن امام مظلوم لعنت ....

ولادت امام باقر (ع)بر عموم مسلمانان مبارکباد

«أُوصیکَ بِخَمْس: إِنْ ظُلِمْتَ فَلا تَظْلِمْ وَ إِنْ خانُوکَ فَلا تَخُنْ، وَ إِنْ کُذِّبْتَ فَلا تَغْضَبْ، وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلا تَجْزَعْ.»:
تو را به پنج چیز سفارش مى کنم:1ـ اگر مورد ستم واقع شدى ستم مکن،2ـ اگر به تو خیانت کردند، خیانت مکن،3ـ اگر تکذیبت کردند، خشمگین مشو،4ـ اگر مدحت کنند، شاد مشو،5ـ و اگر نکوهشت کنند بیتابى مکن.


امام باقر (ع) و پيشنهاد ضرب سكه



كمال الدين دميرى در كتاب حياة الحيوان و مقريزى در كتاب شذرات العقود از كسائى نقل كرده‏اند كه روزى در مجلس هارون الرشيد سخن از اولين نفوذ اسلامى به ميان آمد، در آن مجلس تاريخچه نخستين سكه‏هايى كه بر آنها شعارهاى اسلامى نقش بسته چنين مطرح شد :
در آغاز، كاغذ از جانب روميان به مملكت اسلامى وارد مى‏شد، در آن روزگار بيشتر مردم مصر نصرانى بودند و همكيش پادشاه روم به حساب مى‏آمدند.از اين رو، بر حاشيه كاغذهايشان با خط رومى اين كلمات: (پدر، پسر و روح القدس) نقش بسته بود .
اين نوع كاغذها در جامعه اسلامى از آغاز تا عصر عبد الملك مروان رواج داشت تا اين كه عبد الملك از كسى كه زبان رومى مى‏دانست، خواست تا آن كلمات را براى او ترجمه كند.پس از ترجمه كلمات، عبد الملك برآشفت و گفت: اين شايسته نيست كه در سرزمين اسلام، شعار نصرانيت به وسيله اين اوراق در حد وسيعى منتشر شود .
از اين‏رو، به عبد العزيز مروان كه برادر او و نماينده و كارگزار وى در مصر بود، دستور داد تا اين حاشيه‏ها را از بين ببرد و دستور دهد تا سازندگان كاغذ بر حاشيه كاغذها آياتى از قرآن بنويسند .
دستور از ميان بردن حاشيه‏هاى رومى به ساير كارگزاران حكومت در ساير شهرها نيز ابلاغ گرديد .
كاغذها با حاشيه‏هاى جديد با گذشت زمان رواج يافت و به سرزمين روم نيز رسيد.پادشاه روم از اين برنامه ناخشنود شد و به عبد الملك نامه نوشت و از او خواست تا حاشيه‏هاى رومى را دوباره به كارگيرد و رواج دهد .
نامه را همراه با هدايا به سوى عبد الملك گسيل داشت، اما عبد الملك نامه و هدايا را پس فرستاد، اين كار دو مرتبه ديگر با هداياى بيشتر صورت گرفت.در مرتبه آخر، پادشاه روم تهديد كرد كه اگر حاشيه‏ها به صورت نخست باز نگردد، بر روى سكه‏ها، دشنام به پيامبر اسلام را نقش خواهد زد .
در اين عصر، سكه‏هاى رايج ميان مسلمانان، سكه‏هاى رومى بود.و اگر پادشاه روم تهديد خود را عملى مى‏ساخت، ضربه‏اى سياسى بر حكومت اسلامى وارد مى‏شد و مقدسات مردم مورد اهانت قرار مى‏گرفت .
عبد الملك خود را مواجه با مشكلى بزرگ يافت، براى مشورت و يافتن راه حل به شخصى به نام روح بن زنباع روى آورد.ولى او در پاسخ گفت :
اى عبد الملك! تو خودت خوب مى‏دانى كه چه كسى راه حل مشكل تو را مى‏داند، اما بعمد آن را مطرح نمى‏كنى .
عبد الملك: او چه كسى است؟ !
روح بن زنباع: او جز باقر العلوم (ع ) ـ از خاندان پيامبر اكرم (ص) ـ فرد ديگرى نمى‏تواند باشد و تو ناگزير هستى كه از او كمك بگيرى .
عبد الملك: آرى تو درست مى‏گويى.ولى ...
عبد الملك به والى خود در مدينه دستور داد تا نزد امام باقر رفته و امكانات سفر را در اختيار وى قرار دهد و آن حضرت را براى سفر به سوى شام تجهيز كند .
والى مدينه، چنين كرد و امام رهسپار شام گرديد .
عبد الملك به استقبال آن حضرت رفت، خير مقدم گفت و مشكل سياسى خود را مطرح ساخت و كمك طلبيد .
امام باقر (ع) فرمود: كار را دشوار نگير.نظر من اين است كه هم اكنون از اهل فن بخواهى تا برايت درهم و دينارهاى فراوانى را بسازند كه بر يك طرف آن شعار توحيد و بر طرف ديگر محمد رسول الله نقش زنند و در مدار آن نام شهرى كه سكه در آن زده شده و تاريخ ساخت آن نوشته شود.سپس در زمينه برخى خصوصيات ديگر سكه‏ها، رهنمودهايى داد تا تقلب و دخل و تصرف در آنها به آسانى ميسرنباشد.و به عبد الملك فرمود: از مردم بخواه تا از اين پس با اين سكه‏ها معاملات خود را انجام دهند و مبادلات اقتصادى را با سكه‏هاى رومى ممنوع و داراى مجازات اعلام كن.در ظرف چند ماه، رهنمودهاى امام باقر (ع) بخوبى عملى گرديد و سكه‏هاى اسلام در روابط اقتصادى به كار گرفته شد.آن گاه عبد الملك به پادشاه روم نوشت، اگر مى‏خواهى تهديدهايت را عملى كن !
پادشاه روم كه از رواج سكه‏هاى اسلامى مطلع شده بود، عملى ساختن تهديدهاى خود را بى‏ثمر يافت و از آن صرف نظر كرد