چرا سیّدالشّهدا (ع) تنها شد؟
چه عواملی موجب تنهایی سیّدالشّهدا(ع) شد؟ مرحوم علامه طباطبائی (رض) فرموده بودند: «همة کتاب وسایل الشیعه را از اول تا آخر مطالعه کردم تا ببینم چند روایت فقهی از سیّدالشّهدا(ع) نقل شده است، سه روایت بیشتر پیدا نکردم»!! معنای این حرف این است که مردم، سیّدالشّهدا(ع) را در حدّ یک مسئلهگو هم قبول نداشتند؛ در حالیکه ابوهریرهها به اسم صحابی، مراجع صاحب فتوا شده بودند؛ همة اینها نشان میدهد که ولیّ خدا با سازماندهی قبلی تنها شده بود.
در زیارت عاشورا به امام حسین(ع) اینگونه خطاب میکنیم: «و الوتر
الموتور». وتر به معنای «تنها و یکتا»، و موتور «تنها شده» است. یک احتمال
دربارة این معنا، یگانگی، منحصر به فرد بودن و بیبدیل بودن حضرت است.
احتمال دیگر این است که، حضرت تنهاست و در این تنهایی «موتور» است؛ یعنی
حضرت با نقشه و برنامهریزی تنها شده است؛ به خصوص اگر توجه داشته باشیم که
درگیری سیّدالشّهدا (ع) مخفیانه نبود که مسلمانان از آن بیخبر باشند.
یزید بعد از مرگ معاویه به استاندار مدینه نامه نوشت که باید از حسین بیعت
بگیری و الاّ او را بکش و سرش را بفرست. حضرت بیعت نکردند و با تدبیر از
مدینه خارج شدند؛ در مکه برای مسلمانان نامة دعوت نوشتند و آنها را مطلّع
کردند، علاوه بر این مکه محل رفت و آمد مسلمانان بود و اخبار از آنجا منتشر
میشد. بعد هم یزید، عدهای را فرستاد تا حضرت را در مکه ترور کنند و
توصیه کرد که، حتّی اگر دست حضرت به پردة کعبه بود او را بکشید، لذا حضرت
در ۸ ذیالحجّه در حالیکه همه مُحرِم میشدند کاملاً با سر و صدا و با
حالتی که همه متوجه باشند از مکه خارج شدند و با صراحت اعلام کردند: